الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
424
الغدير ( فارسى )
ديده مىشود . « 1 » وى در ضمن اين قصيده است كه سيد على خان مشعشعى را مدح مىكند و از كتاب خير المقال او در امامت نام مىبرد كه يادكرد حديث غدير در آن مشهود است . شاعر تقريظنويس ما چنان كه ملاحظه شد ، به اثبات حديث غدير در كلام خود پرداخته و به شك و ترديد مخالفان با تعبير ورطههاى گويندگان ، اشاره كرده است ، و ازاينروست كه او را در شمار شاعران غدير محسوب داشتيم . شاعر را بشناسيم وى سيد شهاب ، پسر احمد ، پسر ناصر ، پسر حوزى ، پسر لاوى ، پسر حيدر ، پسر محسن ، پسر محمّد مهدى ( م 844 ) ، پسر فلاح « 2 » ، پسر مهدى ، پسر محمّد ، پسر احمد ، پسر على ، پسر محمّد ، پسر احمد ، پسر رضا ، پسر ابراهيم ، پسر هبة اللّه ، پسر طيّب ، پسر احمد ، پسر محمّد ، پسر قاسم ، پسر محمّد ابو الفخار ، پسر ابو على نعمت اللّه ، پسر عبد اللّه ، پسر ابو عبد اللّه جعفر اسود ، ملقّب به ارتفاح ، پسر موسى ، پسر محمّد ، پسر موسى ، پسر ابو جعفر عبد اللّه عولكانى حويزى ، پسر امام موسى كاظم عليه السّلام است . اين شاعر از تواناترين شاعران خاندان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است . شعرش حاوى الفاظ استوار و معانى نغز است . سيد ضامن بن شدقم در جلد سوم تحفة الازهار مىنويسد : او سيدى بزرگوار ، داراى اخلاق نيكو و تبار و الا ، و مردى فصيح و اديب بود ؛ سپس بخشى از اشعارش را ذكر مىكند . جرجى زيدان مىگويد : در رقت شعرى مشهور بود « 3 » و بستانى نوشته است كه او از بزرگان قرن يازدهم بود كه به سال 1082 وفات يافته و شعرش رقيق و از سجع استوار برخوردار بوده است . « 4 » نمونهء شعرش اين است :
--> ( 1 ) . ديوان اشعار موسوى 140 . ( 2 ) . در يك نسخه ، فلاح بدون واسطه پسر احمد است و در نسخهء سيد ناجى ، فلاح فرزند محمد بن احمد . ر ك : تحفة الازهار . ( 3 ) . تاريخ آداب اللغة العربية : 3 / 280 . ( 4 ) . دائرة المعارف : 10 / 589 .